الشيخ المنتظري

189

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« حتّى » دنباله جمله قبل است ، فرمود : « ماضياً على نفاذ امرك » برنامه هاى تو را به اجرا گذاشت « حتّى اورى قبس القابس » تا اين كه شعله را براى طالب آن روشن نمود . « اورى » يعنى روشن كرد ، « اورى النّار » يعنى آتش را روشن كرد . « قَبس » به معناى شعله است ، « قابس » به معناى طالب آتش و نور است . مىفرمايد : تا اين كه چراغ طالبين سعادت را روشن كرد . اين يك تشبيه است ; نور علم و دين را به آتشى كه وسيله روشنايى خانه و زندگى است تشبيه كرده است . « و اضاء الطّريق للخابط » ، « خابط » كسى است كه شبانه راه خود را گم كرده و به بيراهه افتاده است ; مىفرمايد : « و اضاء الطّريق » اين پيامبر راه را روشن كرد « للخابط » براى كسى كه راه را گم كرده و در بيراهه مانده است . « و هديت به القلوب بعد خوضات الفتن » ، « خوضات » جمع « خوضة » به معناى فرو رفتن است . « فتن » هم جمع « فتنه » است و مقصود اخلاق جاهليّت يعنى جنگ و ستيز ، آدمكشى و غارت و . . . مىباشد . مىفرمايد : و به وسيله اين پيامبر دلها پس از آن كه در فتنه ها فرو رفته بودند هدايت شدند . « و اقام موضحات الاعلام و نيّرات الاحكام » ، « موضحات الاعلام » اضافه صفت به موصوف است كه در عرب شايع است و در اصل « الاعلام الموضحات » بوده . « اعلام » جمع « عَلَم » به معناى علامت و پرچم است ، « موضحات » هم جمع « موضحة » است ، « موضحات الاعلام » يعنى پرچم هاى راهنما . « نيّرات الاحكام » هم مانند جمله قبل اضافه صفت به موصوف است و در اصل « الاحكام النيّرات » بوده . « احكام » جمع « حكم » و به معناى نماز ، روزه ، خمس ، زكات و امثال اينهاست ، و « نيّرات » هم جمع « نيّرة » صفت مشبهه و به معناى نورانى است . معناى همه جمله چنين است : و اين پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) عَلَم هاى راهنما را برافراشت ، و حكم هاى نورانى را برپا داشت .